بلاک چینتاکنون به این فکر کردهاید که چطور میتوانید در دنیای کریپتو، درآمد غیرمستقیم ایجاد کنید؟ درآمد غیرمستقیم (Passive Income)؛ درآمدی را توصیف میکند که با کمترین زحمت و فعالیت و تنها با سرمایهگذاری افراد کسب میشود. استیکینگ (Staking) یکی از روشهای سادهای است که با کمک آن میتوانید از داراییهای رمزارزی خودتان بدون اینکه آنها را بفروشید، درآمد اضافهتری کسب کنید. تا انتهای مقاله با ما همراه باشید تا با مفهوم استیکینگ، روشها و کارکردهای آن آشنا شوید.

معنای لغوی استیکینگ، سهامگذاری یا مشارکت است. برای هر پروژه در حوزه بلاکچین، استیکینگ کارایی متفاوتی دارد. به طور کلی، منظور از استیک کردن، فرایندی است که در آن، کاربر یک ارز دیجیتال را برای بازه زمانی معینی بدون اینکه خرج، انتقال و یا برای تراکنشهای رمزارزی استفاده کند در یک کیف پول نگهداری و یا اصطلاحا قفل میکند. کاربران در ازای این مشارکت در پروژه، پاداش رمزارزی دریافت میکنند.
منظور از قفل کردن این است که کاربران موافقت میکنند که در بازه زمانی مشخص شده، توکنهای خودشان را نمیفروشند. پس از باز شدن قفل آنها، کاربران علاوه بر دسترسی به رمزارزهای خودشان، رمزارزهای جدیدتری را به عنوان پاداش بدست میآورند.
فرض کنید که یک پروژه، 5% پاداش ماهانه برای استیکینگ اختصاص داده است. شما تصمیم میگیرید که 100 توکن را استیک کنید. بعد از یک ماه، شما مضاف بر اینکه، به توکنهای استیکشده خودتان دسترسی دارید، 5 توکن اضافهتر نیز دریافت میکنید. حال ممکن است این فرایند به طور مستقیم در کیف پول خود کاربر انجام پذیرد یا اینکه داراییهای دیجیتالی در اختیار یک پلتفرم یا قرارداد هوشمند قرار گیرد تا به نمایندگی از وی، استیکینگ را انجام دهند.
در این مقاله، آن نوع از استیکنیگ را مورد بررسی قرار خواهیم داد که در آن، پاداشها از سوی خود پروژه مورد نظر صادر میشود. در واقع، این پاداش جزء توکنومیک یا ساختار اقتصادی ارز دیجیتال بومی یک پروژه است.
از این منظر، استیکینگ را به دو دسته تقسیم میکنیم:
اساسا مفهوم استیکینگ، با ورود پروتکل اثبات سهام وارد دنیای ارزهای دیجیتال شد. پروتکل اثبات سهام، مکانیزم اجماعی است که بهعنوان یک جایگزین برای پروتکل اثبات کار (PoS) و با هدف حل مشکلاتی همچون مصرف زیاد انرژی برق در فرایند ماینینگ ظهور پیدا کرد.
بیشتر بخوانید: الگوریتم اجماع چیست
بلاکچین را میتوان شبکهای غیرمتمرکز از نودهای توزیع شده در نظر گرفت که این نودها وظیفه اعتبارسنجی تراکنشهایی که در بلاکچین اتفاق میافتند را دارند. اعتبارسنجی تراکنشها و توافق میان نودها، ملزم به پیادهسازی پروتکل یا قوانینی است که به آن مکانیزم اجماع میگوییم. پیادهسازی مکانیزمهای اجماع، امکان پردازش تراکنشها را بدون نیاز به وجود یک نهاد مرکزی فراهم میکند.
یکی از این مکانیزمهای اجماع، اثبات سهام است. این الگوریتم اجماع به ولیدیتورها کمک میکند تا اثبات کنند چیزی با ارزش در شبکه قرار دادهاند که میتواند در صورت رفتار مخرب نابود شود. در واقع، ولیدیتورها توکن بومی شبکه را در یک قرارداد هوشمند سهامگذاری میکنند. در طول مدت قفل کردن، این توکنها، قابل برداشت نیستند.
آنها با انجام این کار، قابل اعتماد بودن خودشان را ثابت میکنند. سپس، یک ولیدیتور به طور تصادفی انتخاب میشود که وظیفه بررسی و اعتبارسنجی تراکنشها و ایجاد بلاکهای جدید را بر عهده دارد. در حقیقت، استیکینگ داراییهای دیجیتال، به شما این امکان را میدهد تا در تامین امنیت شبکه مشارکت و در قبال آن پاداش دریافت کنید.
ولیدیتورها در ازای رفتار صادقانه و کمک به حفظ امنیت و یکپارچگی شبکه، پاداشی از جنس توکنهای بومی شبکه دریافت میکنند. این پاداش همان تورمی است که با استفاده از آن، عرضه توکنهای بومی شبکه افزایش مییابد.
در سمت مقابل، سازوکاری تنبیهی برای رفتار مخرب و یا در دسترس و آنلاین نبودن یک ولیدیتور وجود دارد که به آن اسلشینگ (Slashing) میگویند. اسلشینگ، فرایندی است که طی آن ولیدیتور بنا به دلایل ذکر شده، تمام یا بخشی از داراییهای استیک شده خودش را به عنوان جریمه از دست میدهد.
بیشتر بخوانید: الگوریتم اثبات سهام چیست
استیکرها یا استیککنندگان با عنوان ولیدیتور نیز شناخته میشوند. اعتبارسنجها، رمزارزهای خودشان را در یک قرارداد هوشمند که روی یک بلاکچین قرار دارد، استیک میکنند.
برای اینکه یک مشارکت کننده در یک سیستم POS به یک ولیدیتور تبدیل شود باید حداقل مقدار ثابتی از رمزارز بومی شبکه را استیک یا قفل کند. به عنوان مثال، در شبکه اتریوم، یک کاربر به 32 واحد اتریوم (ETH) نیاز دارد تا بتواند به عنوان یک نود در شبکه به فعالیت بپردازد. این ETHها، در یک قرارداد هوشمند در شبکه اتریوم قفل میشوند.
همانطور که در مقالهی اثبات سهام به آن اشاره کردیم، اصطلاح قفل کردن در اینجا چندان درست نیست؛ چراکه مشارکتکنندگان هر زمان که بخواهند، میتوانند درخواست برداشت رمزارزهای خودشان را بدهند و هیچ جریمهای نیز برای این برداشت زودتر از موعد مقرر به آنها اعمال نمیشود.
منظور از هولد کردن، نگهداری رمزارزها به مدت طولانی است و این بدان معناست که شما در بازه زمانی کوتاه، قصد فروش آن را ندارید. از طریق استیک کردن، هولدرهای رمزارز مورد نظر میتوانند از طریق پاداش استیکینگ درآمد کسب کنند. پس یک درآمد غیرمستقیم، از سرمایهگذاری رمزارزی خودشان بدست میآورند. بنابراین، تفاوت آن با استیک کردن به شرح زیر است:
برای شروع استیکینگ، اول از همه باید دارایی دیجیتالی که قابل استیک شدن است را خریداری کنید. سپس یکی از دو روش زیر برای استیک کردن را انتخاب کنید:
احتمالا با قیمت فعلی اتریوم، همهی کاربران، 32 واحد اتریوم (در زمان نگارش این مقاله، این میزان معادل با 72 هزاردلار است) در کیف پول خود ندارند. در اینجا، استخرهای استیکینگ به میان میآیند تا هر کاربر با هر مقدار اتریومی که در اختیار دارد، بتواند در امنیت شبکه مشارکت و در ازای آن پاداش دریافت کند. درواقع، گروهی از هولدرهای توکن موردنظر، داراییهای خودشان را با هم ادغام میکنند تا شانس بیشتری برای انتخاب شدن جهت تولید بلاک داشته باشند. استخر؛ نماد استیکها یا سهامهای تجمیعشدهی گروهی از کاربران است. اگر استخر به عنوان ولیدیتور انتخاب شود، پاداش دریافتی خود را (منهای کارمزد) میان اعضای استخر، بسته به میزان سهم کاربران در داراییهای استخر توزیع میکند.
علاوه بر این، در بیشتر بلاکچینها، اجرای یک نود نیازمند تجهیزات سخت افزاری، دانش فنی و مشارکت فعال در مکانیزم اجماع بلاکچین است. اگرچه تجهیزات پردازشی لازم، بسیار کمتر از الگوریتم اثبات کار است؛ اما یک نود موفق، همچنان به اتصال به یک اینترنت ثابت نیاز دارد و باید قادر باشد به طور پیوسته نرم افزار بلاکچین مورد نظر را اجرا کند. بنابراین، کاربرانی که نمیخواهند در تمام ساعات شبانه روز و بیوقفه یک نود را اجرا کنند یا دانش فنی کافی برای این کار را ندارند نیز میتوانند رمزارزهای خودشان را به یک ولیدیتور دیگر (پلفترم واسطه) قرض بدهند و متناسب با میزان رمزارزهای خودشان سهمی از پاداشها را دریافت کنند. به این نوع استیکینگ، استیکینگ واگذارشده یا محول شده نیز (Delegated Staking) میگویند.
شایان ذکر است که مبحث استخرهای استیکینگ تقریبا برای تمامی رمزارزهای مبتنی بر اثبات سهام صدق میکند که ما در اینجا آن را با مثال اتریوم توضیح دادیم.

در بیشتر شبکههای POS، بلاکهای جدید، توکنهای جدیدی را نیز تولید میکنند که این توکنها جزئی از «پاداش بلاک» است که به ولیدیتور انتخاب شده، اعطا میشود. این توکنهای جدید، عرضهی توکن شبکه موردنظر را افزایش میدهند. از این رو، این شبکهها خاصیت تورمزا یا تورمی دارند. تصور کنید شما آنقدر خوش شانس بودهاید که توسط پروتکل برای ارائهی بلاک جدید به زنجیره انتخاب شدهاید. شما بلاک را اضافه میکنید و همه در صورت معتبر بودن، با آن موافقت میکنند؛ آنگاه شما پاداش بلاک را دریافت میکنید. پاداش بلاک متشکل از مقدار عرضهی توکن (که در بلاک جدید صادر میشود) و مجموع کارمزدهای تراکنشهای موجود در این بلاک است. مقدار توکن نهایی که به استیککنندگان عرضه میشود، غالبا مقدار ثابتی ندارد و به تعداد ولیدیتورها، میزان توکنهایی که استیک شده، نرخ تورم پروتکل، مقدار کارمزدها و نرخ توکنسوزی آنها بستگی دارد.
همهی مدلهای استیکینگ برای کمک به حفظ امنیت شبکه طراحی نشدهاند؛ چراکه برخی توکنها اساسا دارای شبکه نیستند، اما با کمک استیکینگ، تورم آنها ایجاد و تعیین میشود.
یکی از این توکنها، هکس (HEX) است که گاها در برخی از رسانههای فارسی زبان با عنوان هگز نیز شناخته میشود.
هکس، یک توکن ERC-20 است که خود را اولین گواهی سپرده (Certificate of Deposit یا CD) مبتنی بر بلاکچین معرفی میکند. این پروژه در سال 2019 توسط ریچارد هارت (Richard Heart)، یک کارآفرین در حوزه رمزارزها، راهاندازی شد.
در حوزه امور مالی سنتی، گواهی سپرده، یک نوع ابزار سرمایهگذاری است که توسط بانکها مدیریت میشود. یک CD، نوعی از یک حساب سپرده سرمایهگذاری بلندمدت است که در آن، شما موافقت میکنید که در یک بازه زمانی مشخص، پول خودتان را در بانک نگهداری کرده و از آن برداشت نکنید. در ازای این کار، به شما سود ثابت و تضمین شدهای تعلق میگیرد.
هکس مفهوم گواهی سپرده را در حوزه دیفای (DeFi) پیادهسازی کرده است. به جای اینکه یک بانک، CD شما را مدیریت کند، قرارداد هوشمند هکس آن را به طور کاملا غیرمتمرکز انجام میدهد. برخلاف بانکها که داراییهای شما را در اختیار دارند و همچنین درصدی از سود شما را دریافت میکنند، در هکس، داراییهای شما تحت کنترل خودتان است و طرف قرارداد شما، یک قرارداد هوشمند یا یک کد غیرقابل تغییر و توقف است. در هکس، سود ایجاد شده، تماما به خود سهامداران ارائه میشود و هرگونه واسطه یا تمرکزگرایی را برای کنترل جریان وجوه و توزیع پاداش از بین برده است.
با قفل کردن، استیککنندگان تعهد خود به پروژه را اثبات می کنند. در واقع، وقتی استیککنندگان متعهد به نفروختن هکس خود شوند، از میزان عرضه در گردش هکس و به دنبال آن از فشار فروش این توکن کاسته میشود. این مساله در ارزش هکس تاثیر مثبت دارد. استیککنندگان در ازای این مشارکت، پاداش یا سهمی از تورم این توکن را دریافت میکنند.
در واقع، این پاداش از تورم یا میزان توکنهای جدید تولید شده، حاصل میشود. میزان این تورم در هکس، حداکثر 3.69 درصد در سال است.
بنابراین، تفاوت مدل استیکینگ هکس با مورد قبلی که بر پایه اثبات سهام بود این است که در اینجا ولیدیتوری وجود ندارد. در مدل هکس، استیککنندگان بر اساس اثبات صبر، پاداش دریافت میکنند.
هر سال حداکثر 3.69 درصد از کل عرضه هکس تولید میشود که میان کسانی که هکسهای خود را قفل کردهاند، توزیع میشود. علاوه بر این، سازوکار استیکینگ هکس، به طور عادلانه، جریمهای برای افرادی که زودتر از موعد مقرر، قفل خودشان را باز میکنند، در نظر گرفته است. این جریمه به استیککنندگانی که همچنان به سیستم استیکینگ هکس وفادار ماندهاند، پرداخت میشود.
پاداش استیکینگ هر فرد به عوامل مختلفی از جمله میزان سهام هر فرد از کل پاداش بستگی دارد. سهام (Shares) هر فرد نیز به عواملی همچون میزان و بازه زمانی استیک وی، وابسته است که طبق فرمولهای خاصی محاسبه میشود. در حقیقت، هرچه میزان توکنهای بیشتری در مدت زمان طولانیتر استیک شود، سهام فرد از پاداش بیشتر میشود.
استیکینگ در دنیای بلاکچین به یک روش محبوب برای کسب درآمد از ارزهای دیجیتال تبدیل شده است. در استیکینگ، شما به سادگی و تنها با نگهداری طولانی مدت داراییهای خود پاداش دریافت میکنید. در این مقاله سعی کردیم تا این فرایند سهامگذاری را از دو جنبه مختلف، یعنی توکنهای بومی بلاکچینها و توکنهای بدون بلاکچین اختصاصی توضیح دهیم. قطعا مدلهای دیگری از استیکینگ وجود دارد که در مقالههای بعدی به آنها میپردازیم.
لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ، و با استفاده از طراحان گرافیک است، چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم ...